تبلیغات
حرف دل - افسردگی
تاریخ : دوشنبه 14 فروردین 1391 | 05:52 ب.ظ | نویسنده : عاشق

سلاااااااام.خوبین؟دیروز(سیزده به در)خوش گذشت؟لذت بردین از طبیعت؟خب خداروشکر.چی ؟به من؟خب راستشو بخواین بد نبود.یعنی زیاد هم خوب نبود.اونطوری که من میخواستم یا انتظارشو داشتم بهم خوش نگذشت،البته تقصیر خودم بودااا،وگرنه هرکسی تو هرموقعیتی میتونه خوش بگذرونه،میتونه شاد باشه،میتونه از زندگیش لذت ببره واینا شعار نیسته

سلاااااااام.خوبین؟دیروز(سیزده به در)خوش گذشت؟لذت بردین از طبیعت؟خب خداروشکر.چی ؟به من؟خب راستشو بخواین بد نبود.یعنی زیاد هم خوب نبود.اونطوری که من میخواستم یا انتظارشو داشتم بهم خوش نگذشت،البته تقصیر خودم بودااا،وگرنه هرکسی تو هرموقعیتی میتونه خوش بگذرونه،میتونه شاد باشه،میتونه از زندگیش لذت ببره واینا شعار نیست،مگه نه؟خب منم هنوز دارم چوب خجالتی بودنمو می خورم وگرنه منم میتونستم مثل بقیه خوش بگذرونم و شاد زندگی کنم،هنوز از اینکه نمیتونم با بقیه بجوشم یا صمیمی بشم رنج میبرم،هنوز بابت این موضوع مهدی ازم دلخوره،و من نمیدونم چطوری باید از این مشکل نجات پیداکنم؟مهدی امروز میگفت من ازدواج کردم که روحیه بهتری داشته باشم،بتونم خوشحال باشم،نه اینکه از غصه تو بیشتر ناراحت بشم،خب راست میگه،حق هم داره،چرا باید به خاطر اینکه من کسل یا زیادی پیشش کم حرفم اونم کسل بشه و روحیه اش رو از دست بده؟خودمم نمیدونم دلیل این افسردگیم چیه؟خسته شدم،دیگه نمیدونم باید چیکار کنم؟هردفعه با خودم میگم خب دیگه آرزو از امروز همه چیز عوض میشه،به محض اینکه مهدی از سرکار اومد خودتو خوشحال جلوه میدی و لبخند میزنی و بهش میگی خسته نباشی،اگه تونستی بغلش کن بوسش کن،هیچ اشکالی نداره،اینطوری اونم خوشحال میشه،مسئولیت پذیر باش،تشویقش کن،باهاش مهربون باش،خودت شروع کن به حرف زدن،لازم نیست ازت سوال بشه تا بخوای حرف بزنی،ولی نمیدونم چی میشه وچه اتفاقی درونم می افته که تا مهدی رو میبینم همه چیز یادم میره و میشم همون آرزوی سابق،نمیدونم چرا نمیتونم مثل بقیه زندگی کنم؟گذشته یا بچگی بدی هم نداشتم که بگم ریشه در کودکی هام داره،مهدی می گه چرا وقتی خونه خودتونی اینقد خوشحالی و ورجه، وورجه میکنی؟ولی وقتی خونه ما هستی 180 درجه تغییر میکنی؟اصلا حرف نمیزنی،کم تحرک میشی،انگار به زور اینجا نگهت داشتن؟یا اینکه اینجا اسیر شدی؟چرا اینقد آهنگای غمگین گوش میدی؟چرا اینقدر کم خنده ات رو میبینم؟من دیگه باید چیکار کنم آرزو؟

مهدی جونم باور کن منم نمیدونم،نمیدونم چرا وقتی کنارم نیستی دلم میخواد هرکاری بکنم تا بتونم باهات صمیمی بشم و ازت فرار نکنم،ولی وقتی میبینمت همه چیز عوض میشه واون چیزی که توی ذهنم میگذره رو نمیتونم اجرا کنم؟مهدی من دوست دارم،به خدا دوست دارم اما نمیدونم چرا نمیتونم بهت ثابت کنم؟خیلی واسم سخته.خیلی...کاش همه چیز زود درست بشه،کاش بتونم همون آرزویی باشم که تو دلت میخواد،کاش تموم میشد همه این افسردگی هام.

بچه ها برام دعا کنین مشکلم حل بشه،دوستتون دارم

التماس دعا



mouse code

كد ماوس

mouse code

كد ماوس